مؤلف مجهول

506

تذكرهء بغراخانى ( تذكره مشايخ اويسيه ) ( فارسي )

هوش دار ! آن شب كه حق سبحانه و تعالى نور محمد را به جبرئيل امين امر كرد كه : اى جبرئيل ! بگير اين نور را و بر روى زمين ببر ، هركه خواب لذيذ را بر خود حرام گردانيده است بر پشت وى وديعت كن . و جبرئيل امين به امر رب‌العالمين آن نور پاكيزه را بر روى دنيا آورد ، و سه بار تمام دنيا را سير كرد ، غير از عبد الله بيدارى نيافت . بازگشت به درگاه و در مقام عرض شد و گفت : اى پروردگار ! من غير از عبد الله بيدارى در روى زمين نيافتم ، اما او را لايق اين وديعت نديدم . از درگاه بىنيازى ندا رسيد كه : دع فى ظهره . آن بود كه بازگشت و در پشت عبد الله وديعت نهاد ، و عبد الله مظهر اين نور شد . و اين كمال شرف و سعادت است . اى درويش ! هوش دار كه از سهر اين نوع نتايج و سعادت به حصول آيد . و همت دار ، و شب‌ها را به روز آر ، و قيام شب را از دست مگذار ، تا مقصود به دست آيد . اگر تمامى شب را قائم نتوانى داشتن ، بارى نصف شب يا ثلث او را از دست مده كه در آن نيز نتايج است ، چنان كه فرمود : « يا أَيُّهَا الْمُزَّمِّلُ قُمِ اللَّيْلَ إِلَّا قَلِيلًا نِصْفَهُ أَوِ انْقُصْ مِنْهُ قَلِيلًا أَوْ زِدْ عَلَيْهِ وَ رَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِيلًا » [ المزمل : 1 - 4 ] . نصيب درويش آن است كه به مضمون اين كلام مجيد و فرقان حميد عامل باشد ، زيراكه از بىخوابى آگاهى دل حاصل شود . و از دل آگاه شوق برخيزد . و از شوق ذوق پديد آيد . و از ذوق درد حاصل شود . و درد عاشق را بود . و عاشق دردمند زود به معشوق و اصل گردد و به مقصود رسد ، چنان كه شاعر مىگويد : بىدرد كجا رسد به مقصود * مقصود از آن اهل درد است اى درويش ! درد حاصل كن كه دردمندان مقربان درگاهند حقيقتا و مجازا . حقيقتا چنان كه مذكور شد . اما مجازا به اين نوع كه اگر شخصى به صاحب جمالى عاشق شود ، و درد بسيار كشد ، و زهر محبت چشد ، ظاهر چنانست كه آخر به مقصود رسد ، يعنى به معشوق خود مقرب گردد و انس گيرد و از صحبت او بهره‌مند گردد . اى درويش ! يقين بدانكه درد از بىخوابى حاصل شود . و خواب غفلت آرد . و از غفلت بىدردى فزايد . و غافل به جايى نرسد و از مقصود دور افتد . پس جهد كن و بىخوابى پيشهء خود ساز ، و قيام ليل را شعار خود گردان كه از قيام ليل مقصود حاصل شود .